درد و دل با امام زمان(عج)

[تصویر:  mahdi2.jpg]

سلام مولایم


دلتنگم آقا ؛ دلتنگ ديدنت ؛ دلتنگ شنيدن صداي انا المهدي ت ...
تا کجای عمر باید هر شب درانتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم، یامولا !

بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان را ابر جهل و فساد پوشاند ! بیا٬ که زمین تشنه باران است! بیا، که جگرهایمان را فراق٬ رتگ سرخش را باخته است، بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته !

نمی دانم قلم سنگی برای دوری تو چه می نویسد٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوست دارد و بی معطلی می نگارد. بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان را خزان به یغما می برد .

بلندای پرواز خورشید را که می بینم این سوال در ذهنم می روید، که آشیانه خورشید کجاست؟

کبوتران سپید بال که نشانه های آرامش آسمانند، شبانگاهان در آغوش مهربان لانه ها ٬ اندام جان را در بستر آرامش می نهند٬ عقابها که سلاطین آسمانند در یورش تاریکیها دل به سکوت می سپارند و در دل کوهساران تمنای دستان پر محبت شب را دارند اما خورشید آشیانه اش کجاست؟

در کدامین بستر مهربانی،  دل پرخروشش به آرامش می نشیند؟

یک روز با خورشید همسفر شدم، دانستم که غروبش افسانه ای بیش نیست و مغرب و مشرق ٬ جز خطوط خیالی نیستند .

خورشید هرگز غروب نمی کنم ٬ خورشید معنای روشن طلوع است .

اما آشیانه خورشید را یافتم ٬ دل مردی چون مهدی (ع)!!! این دل شماست ٬ که معبد خورشید است و این دل شماست که حلقه اتصال چشمه خورشید با نور پاکی و طراوت است .

اگر روزنه ای در دل توبگشایم ٬ خواهم دید که هزاران خورشید در آن سر به سجاده نورانیت گذارده اند و هرخورشید به گونه ای اشعه رحمت و برکت را به هر سو می پراکند.

آری ! می شناسمت ٬سالهاست که همتای تو را ندیده ام ٬ من موجودی هستم که از فرسنگها عقب تر آمده ام وچون به تو رسیده ام همراهت شده ام . پا به پای تو می آیم . تو را میشناسم

الهی اعتذاری الیـک

بسم ربِّـــ العشق ربَّـــ العالمین 

إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ( آل عمران/۱۵۹)

http://www.ibnalaas.com/ar/contents/albumsm/27.jpg

وَاذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَکُن مِّنَ الْغَافِلِینَ :هر صبح وعصر، پروردگارت را پیش خودت، با خوف و تضرع بخوان، و نه با صدای بلند و از غافلان مباش.(اعراف/۲۰۵)

گاهی اگردعایت مستجاب نشد، برو گوشه ای بنشین،زانوهایت را بغل بگیر و یک دل سیر گریه کن

شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی:

اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ  الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا

خدایا ببخش آن گناهانم را که دعایم را حبس کرده است.

إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ (بقره/۱۴۳)

<< اهــدنا الصِّـــراط المستقیــم >>

یادمان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد،مهــدی فاطمه تنهاست از او یاد کنیم.

اللهم عجل لولیک الفــــــرج

کاش می شد به همان حال و هوا برگردیم

کاش می شد به همان حال و هوا برگردیم

بـه زمــیــن و بــه زمـــان شهـــدا بـرگـردیــم


دور بـاشـیـــم از آئـیـنـه ی خــودبـیـنـی مـان

کـاشــــ می شد که دوباره به خـدا برگردیم

سلام بر گل رخسار مهدی(عج)

سلام بر گل رخسار مهدی
سلام بر قامت رعنای گل نرگس
سلام بر وقار حجت بن الحسن
سلام بر قلب استوار یوسف زهرا
سلام بر روی ماه منجی عالم
سلام بر خورشید تمام منظومه ها
سلام بر چشمان پاک و اشکبار چهاردهمین معصوم

صبر بر بد اخلاقی همسر

برگزاری اولین دعای ندبه در روزهای آغازین سال1394 در مدرسه حضرت زینب(س) شهر سریش آباد

برگزاری اولین دعای ندبه در روزهای آغازین سال 1394 در مدرسه حضرت زینب(س) سریش آباد

برگزاری مراسم دعای ندبه با حضور جمعی از طلاب و بانوان سطح شهرمورخ 94/1/21 در این مدرسه مبارکه برگزار گردید در این مراسم معنوی بعد از دعای ندبه به مناسبت میلاد حضرت زهراء(س) مداح ارجمند به مدح و ثنای حضرت زهرا(س)  پرداختند

سلسله نشستهای سبک زندگی اسلامی

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه حضرت زینب (س) شهر سریش آباد سلسه نشست های سبک زندگی اسلامی با موضوع زن و آخرالزمان با تاکید بر سبک زندگی یاران امام زمان (عج) با حضور محقق و پژوهشگر ارجمند جناب آقای علیرضا پور مسعود مورخ 94/1/19 با همکاری حوزه علمیه الزهراء (س) قروه و حضرت زینب(س) سریش آباد برگزار گردید.

 

سخنران نشست جناب آقای پور مسعود؛ در ابتدای نشست به بیان جایگاه بانوان در جوامع مختلف قبل از اسلام پرداختند و سپس به مقام والای زنان و نقش به سزای ایشان در خانواده و جامعه اشاره نمودند در ادامه با توجه به اعتقادات بی پایه ای که نسبت به حجاب زنان وارد شده و حجاب اسلامی را نوعی تحمیل بر این قشر عظیم و تاثیر گذار می دانند مباحثی را از لسان روایات ایراد فرمودند.

 

ایشان در ادامه ی مباحث به این اصل مهم و غریزی زنان که در تفکرشان  نیاز به دیده شدن وجود دارد و وقتی این تفکر خود را به منصه ی بروز و ظهور بگذارند جذاب می شوند و همین منجر به نگاه نامحرمان می شود.

ایشان با بیان این مطلب که استارت بی حجابی در ایران از دوره ی قاجار زده شد گفتند که این عمل ضد اسلامی توسط یک خانمی به نام قره العین طاهره که بابی مذهب  وهم عصر با ناصرالدین شاه بود کلید زده شد او در جمع زنان و مردان شروع به سخنرانی کرده و گفت: دوران شریعت تمام شده است پس حال که تکلیف شریعت از شما برداشته شده از دنیا هرگونه می توانید استفاده کنید و این اولین قبح شکنی در رابطه با مساله حجاب بود.

 

ایشان با بیان اینکه به نظر بنده پوشش زن پاسخ به این سوال نیست که چرا زن باید حجاب داشته باشد بلکه  پاسخ به این مسئله است آیا مرد هرگونه که بخواهد حق استفاده رایگان از جاذبه های زن را دارد؟ حال اینکه حجاب برای این است که زن شخصیت خود را حفظ کند و انسانیت خود را به اثبات برساند. ایشان در زمینه فرمودند: حجاب خاص دین اسلام نبوده بلکه در کتاب مقدس تورات و انجیل نیز به نحوی آمده است و این امر نقض سخن غربیان مبنی بر محدودیت زنان مسلمان به واسطه حجاب و رعایت نکردند حقوق زنان می باشد. ایشان در ادامه فرمودند: هرچند با گذر زمان و تغییر و تحریف در این کتاب مقدس به کلی احکام آسمانی آن دستخوش فراموشی و مادیات پست شده است.اما در همان کتاب مقدس آمده ، زنی که خلخال به پا اندازد و صدای آن را نامحرم بشنود علاوه بر عذاب آخرت که در پی خواهد داشت در دنیا نیز به فراخور مجازات عملش کچل خواهد شد و در رابطه با نگاه مردان به زنان اجنبی گفته شده که نه تنها عمل فاحشه و غیر شرعی بلکه نگاهی که به قصد لذت باشد همان گناه عمل ناروا را در پی خواهد داشت.

 

در ادامه جلسه به ارزش و جایگاه زن از منظر اسلام پرداختند و با استناد به آیات قرآن و روایت اسلامی زن و مرد را از یک نوع معرفی نموده و ارزش و کمال را  به تقوی الهی نسبت دادند.

لازم به ذکر است جناب آقای پور مسعود در خلال بیاناتشان تصاویر و کلیپهای در رابطه با زنان آخرالزمان نشان دادند این جلسه با قرائت متن ادبی  در رابطه با حضرت زهراء (س) توسط یکی از طلاب به پایان رسید.

شب تنهایی

سلام

شاید کسی بگه این حرفایی که اینجا می خوام بیارم جاش تو دفتر خاطراتمه نه اینجا؟! اما چه کنم که دلم از تنهایی خرابه بخاطر همین شب جمعه منو کشونده تا اینجا

آخه می دونید ؟ ...فقط کسی که جا مونده باشه می فهمه سختی و درد موندن رو...

الهی هیچ کس از رفقاش جانمونه ما که موندیم...

بغض عجیبی راه گلوم رو گرفته حس غریبی سراغ چشام اومده ی سیلاب اشک می خواد شاید کمی تسکین پیدا کنه

می دونید غصه ام از چیه؟ از این که خدایا دلی که عمری دم از عشق ارباب عشاق زده به مرداب تبدیل نشه؟...

آقا جان دلم براتون تنگ شده

قسمتون می دم به ایام حزن و اندوه امام زمان روحی له الفداء هوای جامانده ها رو داشته باشید...

الهی که زائراتون بسلامت و با معرفت برگردند.صلوات

زائران آسمان

بسم رب الحسین علیه السلام

السلام علیک یا امیر المومنین یا علی بن ابی طالب

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الاواح التی حلت بفنائک

سلام

سلامی به حلاوت و حرارت قلبهای کربلایی

سلام بر زائران کربلا

و سلام بر عاشقان و دلسوختگان کربلا

غافله ی حرمت در سیرند و من بی سر و پا جا ماندم

آری کربلا رفتن دل می خواهد آنهم دل شیدایی و فارغ از های و هوی دنیا تا بیابی لذت حضور را 

وقتی برات کربلا را در شب قدرت به دستان مهربان پدری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف امضاء می شود و میزبانی این بزم را به دست مادری با محبت و عاشق می سپارند مگر بزم این حضور بی لطف می شود؟

کلام را کوتاه کنم چرا که الفاظ دلتنگند و کم آورند و قلب بازهم شدت گرفت از فاصله ها


اولین کاروان زیارتی عتبات عالیات در ایام حزن و ماتم مادر پاکی ها از مدرسه ی علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها به راه افتاد

شب ساعت 8 بود غوغای جمعیت عاشق که برخی صرفا برای بدرقه ی *زائر* آمده بودند نه دختر یا همسر و.... و این را از چهره های غریبی می فهمیدم که از مسافران با التماس درخواست یک دعا می کردند و برخی اسفند دود می کرند یک عده آب و گل، کاسه به دست منتظر حرکت زوار بودند و یک عده ای به دور از چشم همه در خلوتی سر به گریبان تنهایی برده و آروزی احساس حس زیبای زائر بودن را نجوا می کرند.

و من جامانده.....

الهی کی شود به جرم عشق حسین علیه السلام ما را به کربلای اباب تبعید فرمایی؟

ان شاء زائرای اربابمون سلامت و با معرفت تر از قبل بر گردند صلوات

میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت

میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت

میرسد روزی که ای شاه وفا می بینمت

عامل وصل من و تو ذوق بارانی بود

میرسد روزی که با حال بکا می بینمت

میرسد روزی که تکیه میدهی بر کعبه و

در کنار خانه ی امن خدا می بینمت

من امید وصل دیدار تو را دادم به دل

یوسف گمگشته ی خیرالنسا می بینمت

یابن طاها یابن یاسین یابن طور آقای من

شاه دین حبل المتین کهف الوری می بینمت

امپراطور زمین و آسمان بالانشین

در کنار سفره ی بیچاره ها می بینمت

در میان خلق و خوی آدمی شایسته ی

مهربانی های قلب مصطفی می بینمت

سجده های ناب طولانی برایت ارثیه ست

من تو را سجاد بر سجاده ها می بینمت

حجت اللهی و بس علم لدنی نزد توست

باقرالعلم بدون انتها می بینمت

مکتب شیعه نشان بیرقش دست شما

صادقی و صادق آل عبا می بینمت

کظم غیظ آدابی از رفتار هر روزت بود

در مقام بندگی آقا، رضا می بینمت

دست خالی آمدم ردم نکردی یا جواد

شاه جود و بخشش و اهل سخا می بینمت

گوشه چشمی کن شبی تاکه مسلمانم کنی

هادی بیگانگان و رهنما می بینمت

العجل الساعه و الغوث یابن العسگری

منجی زندانی دام بلا می بینمت

وعده ای داده ای و میدانم هرجا میشود

ذکر وخیر ساقی لب تشنه ها می بینمت

ماه پیروزی خون بر تیغ و تیر و نیزه ها

غرق حزن و ماتم و شور ونوا می بینمت

بانی غم های عاشورایی شیب الخضیب

هر شب ماه عزا در روضه ها می بینمت

پابه پای عمه جانت آمدی تا نینوا

زائر سرهای روی نیزه ها می بینمت

کودکی وصل فراق یار یادم داده است

بر دلم افتاده امشب یا ابا می بینمت

کار و باری با من عاصی نداری نازنین ؟

اربعین، صحن و سرای کربلا می بینمت

شعر: علیرضا خاکساری

1 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 66